× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

سی آه سفید

مجموعه شعر محمدجواد مهدوی

نوع اثر : کتاب

ناشر : سوره مهر

نویسنده :

صفحات کتاب : 82

کنگره : ‏‫PIR۸۳۶۱‭‬ ‭/ھ۳۵۸‏‫‬‭س۹ ۱۳۹۶

دیویی : ‏‫‬‭۸‮فا‬۱/۶۲

کتابشناسی ملی : 4902659

شابک : 978-600-03-1725-6

سال نشر : 1396

برچسب ها: شعر مذهبی

خلاصه اثر

هنر، تجلی زیبایی خداوند متعال است و در این میان، شعر اثر گذارترین رسانه ی هنری از ابتدای تاریخ در جهان، بویژه ایران بوده و هست.

شعر ثروت ملّی ایران و ایرانی ست و شاعر به فرموده ی امام خامنه ای(حفظه الله) سرمایه ی ملّی ماست. طبیعی ست که این ثروت ملّی وقتی در راستای ترویج، تبلیغ و نشر ارزش های دینی و مذهبی قدم بر می دارد، هم این شاخه ی ادبی را رشد می دهد و هم به ترویج اندیشه ی دینی کمک شایانی می کند.

از این رو، واحد آفرینش های ادبی حوزه هنری استان مازندران با توجه به هم سویی با اهداف آن نهاد و با هدف کشف، جذب و پرورش استعدادهای هنری و حمایت از هنرمندان متعهد و ملتزم به ارزش های اسلامی و انقلابی، بر آن شد تا مجموعه شعر آئینی شاعر جوان مازندرانی جناب آقای محمدجواد مهدوی با عنوان «سی آه سفید» را به زینت چاپ بیآراید و در اختیار علاقه مندان قرار دهد.

«سی آه سفید» مجموعه ای از اشعار زیبای شاعری ست که شناخت، مدح، منقبت و مصائب اهل بیت(علیه السلام) را در لباس شعر به تصویر کشانده است و با نگاه تازه و زاویه ی دید متفاوت به این موضوع ارزشمند اعتقادی از پس انتقال مفاهیم و مضامین دینی و مذهبی برآمده است...

کتاب دیجیتال

5,000 تومان

حجم : 83.7 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 37

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید و iOS) قابل استفاده است.

موضوعات

فهرست

مقدمه
«برای ما حسابی تازه وا کرد از ترازویت»
حک شده بر عرش اعلی، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین
ای ردیف همه ی قافیه ها چشمانت
طبع تمام سوره ها وقتی عسل خیزند
بِسْمِ رَبِّ تمام قافیه ها
خبری آمده از عالم دیگر، اقرا
از خُمِ ساقی میخانه عسل می ریزد
وسط کوچه باغ شهر خدا
تا خدا آفرید لیلا را
کوچه ی دل را برایت آب و جارو کرده ام
خاکستر تو پشت در خانه ریخته
بغض ها عطر مناجات امیر آوردند
مضمون ذوق و طبع تمام ادیب ها
باید ردیف شعر مرا خواهری کنی
شروع تلخ ترین لحظه ی تلاقی بود
السَّلامُ علیکِ بنتَ علی
مادری گفت «بُنیَّ» غزلی ریخت بهم
سوخته در کربلا بال و پر خورشید ها
ای یادگار کرب و بلا گریه می کنی
ای مهربان برادر من خواهر آمده
کم کم از زهر فراقت جگرم می سوزد
حرف رفتن می زنی در ربنّایت بیشتر
در پیچ و تاب بغض این کوی و گذرها
کم کم هوای شهر دل آزار می شود
چقدر سخت کشیدی نفس آخر را
شب از صدای آه یک شبگرد پر شد
میان حجره ی خود دست و پا زدی و سپس
از بد حادثه این جا وسط هلهله ها
بنشین تمام ماجرا را گریه کن لیلا
خورشیدهایِ خوش قدم شهر ما، سلام

محصولات مشابه

بیشتر