4.6 امتیاز
23 نفر

فیض بوک

نوع اثر : کتاب

ناشر : سوره مهر

نویسنده :

تعداد صفحات نسخه چاپی : 135

رده بندی کنگره : ‫PIR8169‭‬‭ /ی62‭ف9 1392‬

رده بندی دیویی : ‫‭8‮فا‬1/62‬‬

شماره کتابشناسی ملی : 3136628

شابک : 978-600-175-573-6

سال نشر : 1392

شابک دیجیتال : 978-600-03-1820-8

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

خلاصه اثر

جدیدترین سروده‌های طنز ناصر فیض با رویکرد سیاسی در مجموعه‌ای با عنوان «فیض بوک» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

ناصر فیض، شاعر و مدیر دفتر طنز حوزه هنری، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به جدیدترین اثر خود با عنوان «فیض بوک» گفت: این اثر دربردارنده 70 قطعه طنز است که بیشتر در قالب کلاسیک سروده شده و در آن زبان معیار و محاوره به کار رفته است. محتوای سروده‌ها بیشتر اجتماعی و سیاسی است که در آن موضوعات مختلف مرتبط با این دو حوزه مطرح می‌شود.

کتاب دیجیتال

6,000 تومان

حجم : 304.6 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 121

کاربر گرامی، برای مطالعه این کتاب ابتدا می بایست نرم افزار کتابخوان سوره مهر را دانلود و نصب نمایید.جهت دریافت بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دریافت نسخه iOS دانلود نسخه اندروید

موضوعات

فهرست

به نام اون که می خندونه ما رو
در صادرات طنز کاری با مجوز نیست
بعد از این، شعر نان نخواهد شد
با من افتاده ای از چه سر لج ای ساقی!
داشتم دوستی کتاب فروش
گذشت دورۀ هشتم، دهی نشد آباد
گرده کلید اضافه شود بر نود کلید
سهم ما پس چه شد از آب حیات، ای ساقی!؟
مُردم از فاجعۀ درد خماری ساقی
زن باید این خبر برساند به همسرش
کُتم اگرچه گشاد است، کفش من تنگ است
شاید که تو هم سیب به دندان زده باشی
من چهره ای در آینه ها دیدم از خودم
وقتی که انگلیس فقط دوک و لُرد داشت
گاهی که وضع شعر در اوج کسادی است
حالا که شده نوبت وام من از این رو
هیچ کس به باده، رو نمی کند
از خسّت بی حدّ و مرش، آب نمی خورد
هر کس به حکم عشق وعلاقه به کشورش
برای آن که فارغ از عذاب ظلمت تن شیم
آمدم بر در میخانه خمار ای ساقی!
عارفانه های مشاغل و همینجوری!
معلّم:
کارگردان سینما:
شهردار:
راننده تاکسی:
نمایندۀ مجلس:
پیرمرد «دا» فروش:
رئیس جمهور:
کارمند:
شاعر:
عاقلانه های مشاغل
مجنون:
«دا» فروش:
رانندۀ تاکسی:
کارمند قبل از انقلاب:
رئیس جمهور:
نمایندۀ مجلس:
شهردار:
شاعر:
خاک، آلوده مهم نیست که آب، آلوده!
من چرا باید بگویم بوده جایی اختلاس؟
بلا ای کاش از این بازار دور شه!
دارم از نرخ گزافش گله چندان که مپرس
رمضان شد که نگویی رمضان خواهد شد
نشستم گوشۀ منزل، ز شادی پر درآوردم
پا توی کفش سینما
فقط این مانده بود از چین رسد کارِگَر چینی
قزوات سه گانه
«یک»
«دو»
«سه»
بادکنک رو باد کنی، معلومه فوری باد می شه
نشسته ام تَهِ مجلس من ملال پرست
آخ چقد خوبه آدم کار خودش رُو بکنه
مثل بچّۀ کلاس اولّی که کیف نداره
این کار کلّاً قبیح است، الّا و امّا ندارد
نمی خوام چیزی بگم وقتی که دردسر داره
چقد ارزونی بود پارسال
دریا طوفانی بشه، غریبا آشنا می شن
تازه قیمتا پایینه!
مگه طوری می شه یک هفته مربّا نخورین؟
دولت تخت و بخت من، گوش به من نمی کند
«در خانۀ ما رونق اگر نیست، صفا هست»
لج نکن!
من آمده بودم که اثر داشته باشم
گفتند که از مشکل مسکن بنویسم
اگه حافظ شده مشهور، از استقبال من نیست و
در زمان های گذشته کار پیدا می شده
«الا یا ایّها السّاقی!
«الا یا ایّها السّاقی!
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
ای آن که همیشه مثل سابق هستی!
کی می گه که ینگه دنیا نباشه، می لنگه دنیا؟
دوبیتی های فائض!!!
در ماشین از عقب یا از جلو خراب می شه
شعری که قرار است نمک داشته باشد
اگه ناجوره حالت، بری مطب درست می شه
زمین شد ناگهان مانند یک دیوار و چین برداشت
گرچه گاهی با کمی اصرار پیدا می شود
اگر چایی شکر دارد که دیگر قند لازم نیست
آخه آدم از خونه ش بلند بشه، کجا بره؟
خُب می گن درست می شه ـ منم می گم ـ چرا نشه!
شیره شد ارزان که شد ارزان پس از آن ارده زود
زنده می مانَد بهار امّا تو صادق نیستی
کاش تو این خوابی که دیدم، چیزی معکوس نباشه
چیزی از چیز دگر گاهی زیادی می زند بیرون

محصولات مشابه

بیشتر